لغت نامه دهخدا
سرقایمی کردن. [ س َ ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) محکم دوختن و استوار کردن بن و انتهای دوخته را. گره کردن که پایان بافته یا دوخته ای نشکافد. ( یادداشت مؤلف ).
سرقایمی کردن. [ س َ ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) محکم دوختن و استوار کردن بن و انتهای دوخته را. گره کردن که پایان بافته یا دوخته ای نشکافد. ( یادداشت مؤلف ).
محک دوختن و استوار کردن بن و انتهای دوخته را.