سختگی
مترادفها
سختی، تندی، شدت
متضادها
نرمی، انعطاف
لغت نامه دهخدا
سختگی. [ س َ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) صلابت و شدت و درشتی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
۱ - درشتی سختی. ۲ - صلابت شدت.
سختی، تندی، شدت
نرمی، انعطاف
سختگی. [ س َ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) صلابت و شدت و درشتی. ( ناظم الاطباء ).
۱ - درشتی سختی. ۲ - صلابت شدت.