سختگی

مترادف‌ها

سختی، تندی، شدت

متضادها

نرمی، انعطاف

لغت نامه دهخدا

سختگی. [ س َ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) صلابت و شدت و درشتی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

۱ - درشتی سختی. ۲ - صلابت شدت.

جمله سازی با سختگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در دنیای امروز، مدیریت کردن پروژه‌های بزرگ نیازمند سختگی و دقت بسیار بالایی است تا از بروز هرگونه اشتباه یا خطا در مراحل مختلف جلوگیری شود.

💡 یکی از عوامل اصلی شکست در روابط انسانی، عدم تحمل سختگی‌های زندگی و ناتوانی در مواجهه با چالش‌های پیش‌بینی نشده در مسیر رسیدن به اهداف است.

💡 مهندسان برای اطمینان از پایداری بنا، میزان سختگی مواد مصرفی در ساخت‌وساز را با دقت بسیار زیاد و طبق استانداردهای جهانی بررسی و کنترل می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران