سامانۀ حمل ونقل
مترادفها
سامانه ترابری، سیستم حمل و نقل
فرهنگستان زبان و ادب
{transportation system} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] سامانه ای که برای حمل ونقل مردم یا کالا یا هر دو فراهم شده باشد
جمله سازی با سامانۀ حمل ونقل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دولت تصمیم گرفته است با سرمایهگذاری گسترده در زیرساختهای جدید، سامانۀ حمل ونقل کشور را برای کاهش هزینههای اقتصادی و بهبود وضعیت محیط زیستی ارتقا دهد.
💡 به دلیل بارشهای بسیار شدید برف در مناطق کوهستانی، سامانۀ حمل ونقل عمومی در این نواحی با اختلالات جدی روبرو شده و حرکت وسایل نقلیه متوقف است.
💡 مدیریت صحیح و هوشمند سامانۀ حمل ونقل شهری میتواند باعث کاهش چشمگیر ترافیک در بزرگراهها و بهبود کیفیت زندگی شهروندان در کل کلانشهرها شود.