واژه «سارخ» در زبانها و گویشهای محلی ایران به معنای «سفره» یا «دستمال بزرگ» به کار میرود که برای پهن کردن غذا یا بستن و حمل کردن وسایل استفاده میشود. این واژه در برخی متون لغوی قدیمی به صورتهای دیگری مانند «سارغ» یا «سارق» نیز آمده است که همگی به مفهوم پارچه یا پوشش بزرگ اشاره دارند. در کاربرد سنتی، سارخ معمولاً پارچهای نسبتاً بزرگ بوده که برای پهن کردن غذا در هنگام خوردن یا جمعآوری وسایل مورد استفاده قرار میگرفته است. همچنین در برخی مناطق، این واژه به معنای بقچه نیز به کار رفته و به پارچهای گفته میشود که در آن وسایل یا اشیا بستهبندی میشوند. بنابراین «سارخ» هم میتواند مفهوم سفره غذایی داشته باشد و هم وسیلهای برای بستن و حمل اشیاء در زندگی روزمره. این واژه بیشتر در زبان گفتاری و لهجههای محلی کاربرد داشته و در زبان رسمی امروز کمتر استفاده میشود. در منابعی مانند دهخدا و فرهنگ فارسی، هر دو معنای سفره و دستمال بزرگ برای آن ثبت شده است. این تنوع معنایی نشان میدهد که واژه در بسترهای مختلف زندگی سنتی نقش کاربردی داشته است. امروزه جایگزینهای رایجتری مانند سفره یا بقچه برای این مفهوم به کار میرود. بنابراین «سارخ» به معنای سفره یا دستمال بزرگ برای پهن کردن یا بستن وسایل در زبانهای محلی فارسی است.
سارخ
لغت نامه دهخدا
سارخ. [ رِ ] ( اِ ) سفره.( در تداول غالب لهجه های محلی ایران ). سارغ. سارق.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - دستمال بزرگ که در آن چیزی ببندند بقچه. ۲ - سفره.