ساتراب

ساتراب واژه‌ای است که به معنی «حاکم» یا «فرماندار» در دوران باستان به‌ویژه در امپراتوری‌های هخامنشی و ساسانی به کار می‌رفته است. این واژه از زبان پارسی باستان و همچنین زبان اوستایی ریشه گرفته است.

ساتراب‌ها مسئولیت اداره نواحی مختلف امپراتوری را بر عهده داشتند و به عنوان نمایندگان شاه در این مناطق عمل می‌کردند. وظایف آن‌ها شامل جمع‌آوری مالیات، حفظ امنیت، و اجرای قوانین و دستورات شاه بود.

در دوران هخامنشیان، امپراتوری ایران به چندین ساترابی تقسیم شده بود و هر ساتراب به‌طور مستقل مدیریت می‌شد. این سیستم به شاهان این امکان را می‌داد که کنترل بیشتری بر نواحی دوردست امپراتوری خود داشته باشند.

مترادف‌ها

حاکم، فرمانروا

فرهنگ معین

(تْ ) [ یو. ] (اِ. ) والی، حاکم.

ویکی واژه

والی، حاکم.

جمله سازی با ساتراب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در دوران امپراتوری هخامنشی، حاکمان استانی که به عنوان ساتراب شناخته می‌شدند، مسئولیت مدیریت امور مالی و نظامی منطقه خود را بر عهده داشتند.

💡 تاریخ نشان می‌دهد که هر ساتراب باید گزارش‌های دقیقی از میزان مالیات و وضعیت امنیت مرزهای تحت کنترل خود به پادشاه ارسال می‌کرد.

💡 قدرت و نفوذ یک ساتراب در قلمروهای مختلف، بستگی به میزان وفاداری او به دربار مرکزی و توانایی او در کنترل شورش‌های محلی داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران