لغت نامه دهخدا
رودنگ. [دَ ] ( اِ ) بمعنی رودن است که رودنیاس باشد. ( برهان قاطع ). چوبی است سرخ که بدان رنگ کنند و گفته اند روناس است. ( آنندراج ). بیخهای باریک که جامه ها را بدان سرخ رنگ رزند. به هندی مجیه نامند. ( غیاث اللغات ). فُوَّة. ( نصاب ) ( منتهی الارب ). فوةالصباغین. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به رودن و روناس و رونیاس و فُوَّة شود.