رو تابیدن

متضادها

خاموش شدن، غروب کردن

لغت نامه دهخدا

رو تابیدن. [ دَ ] ( مص مرکب ) رو تافتن. رجوع به رو تافتن شود.

فرهنگ فارسی

رو تافتن

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران