رنگ امیختن
مترادفها
ترکیب کردن رنگ، رنگآمیزی
متضادها
جدا کردن، تفکیک کردن
لغت نامه دهخدا
( رنگ آمیختن ) رنگ آمیختن. [ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) آمیختن رنگهای گوناگون بهم. چند رنگ مختلف را بهم درآمیختن. رجوع به رنگ و رنگ آمیز و رنگ آمیزی شود. || حیله کردن. نیرنگ زدن. مکر بکار بردن. رنگ درآمیختن. رجوع به رنگ و رنگ درآمیختن و رنگ آمیز شود:
نبیند نه لشکر فرستم به جنگ
نیامیزم از هر دری نیز رنگ.فردوسی.ز بهرش پدر رنگی آمیخته ست
کمانی ز درگاه آویخته ست.( گرشاسب نامه ).این رنگ بجز عدو نیامیخت
این بهتان جز حسود ننهاد.مسعودسعد.چه رنگ آمیزد ای گلرنگ رخسار
که با تو راست گردد رنگ بابک.سوزنی.- رنگ و بوی آمیختن؛ حیله بکار بردن. رجوع به رنگ آمیختن و رنگ درآمیختن شود:
نباید همی رنجش از هیچ روی
ز هرگونه آمیختم رنگ و بوی.فردوسی.
فرهنگ فارسی
( رنگ آمیختن ) آمیختن رنگهای گوناگون بهم حیله کردن
جمله سازی با رنگ امیختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هنرمندان حرفهای پیش از شروع نقاشی، ساعتها وقت خود را صرف رنگ امیختن و رسیدن به طیفهای دقیق و مورد نظر برای اثر هنری خود میکنند.
💡 برای رسیدن به یک رنگ خاص در طراحیهای صنعتی، مهندسان باید با دقت بسیار بالا و با استفاده از فرمولهای شیمیایی دقیق، رنگ امیختن را انجام دهند.
💡 اگر در هنگام رنگ امیختن دقت کافی به نسبت مواد اولیه نداشته باشید، ممکن است نتیجه نهایی با آنچه در ذهن داشتید بسیار متفاوت باشد.