رنجس
مترادفها
ناپاک، پلید، نجس
متضادها
پاک، مطهر، پاکیزه
لغت نامه دهخدا
رنجس. [ ] ( اِخ ) شهری است با نعمت بسیار به ناحیت سریر، و از وی برده بسیار افتد به مسلمانی. ( از حدود العالم چ سیدجلال الدین تهرانی ).
ناپاک، پلید، نجس
پاک، مطهر، پاکیزه
رنجس. [ ] ( اِخ ) شهری است با نعمت بسیار به ناحیت سریر، و از وی برده بسیار افتد به مسلمانی. ( از حدود العالم چ سیدجلال الدین تهرانی ).