واژه «رقطه» یک واژه عربی است که در منابع لغوی کهن برای توصیف حالتهای رنگی و نشانههای دیداری بر روی اشیا یا موجودات به کار رفته و معنای اصلی آن به وجود لکهها، خالها یا نقاط رنگی کوچک بر روی سطحی مشخص اشاره دارد. در کاربرد دقیقتر، این واژه حالتی را توصیف میکند که در آن رنگهای تیره و روشن به صورت نامنظم در هم آمیخته شده باشند، بهگونهای که سطح مورد نظر حالت خالخال یا نقطهدار پیدا کند. در برخی متون لغوی، «رقطة» به سیاهی آمیخته با نقاط سفید یا برعکس نیز اطلاق شده است که نشاندهنده ترکیب نامنظم رنگها در یک زمینه است. این واژه از نظر معنایی دامنهای گسترده دارد و میتواند برای توصیف پوست حیوانات، بهویژه حیوانات خالدار، یا سطوح طبیعی و غیرطبیعی که دارای نقش و لکه هستند به کار رود. در کاربردهای خاص، از آن برای توصیف سگهای خالدار نیز استفاده شده و در ترکیبهایی مانند «کلب مرقّط» به معنای سگ دارای خال و لکههای رنگی دیده میشود. همچنین در برخی منابع، این واژه برای اشاره به نوعی نقش طبیعی یا تغییر رنگ در گیاهان نیز به کار رفته است، مانند حالتی که برگ یا بخشهایی از درخت دارای لکههای رنگی یا تغییرات ظاهری باشد. از نظر ریشهشناسی، «رقطة» اسم مفرد و «رُقَط» جمع آن دانسته شده و در متون لغوی عربی به عنوان واژهای توصیفی برای بیان تنوع رنگ و نقشهای دیداری ثبت شده است. در مجموع، این واژه مفهومی بصری و توصیفی دارد و برای بیان هر نوع سطح یا موجودی به کار میرود که دارای خالها، لکهها یا نقاط رنگی متنوع باشد.
رقطه
لغت نامه دهخدا
( رقطة ) رقطة. [ رُ طَ ] ( ع اِ ) سیاهی خجکهای سپید آمیخته و برعکس. ( از ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب )( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). ج، رُقَط. ( ناظم الاطباء ). سیاهی آمیخته به نقطه های سپید و سیاه. ( یادداشت مؤلف ). || تاج درخت عرفج که برگ آوردن گرفته باشد. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).