رسحاء

لغت نامه دهخدا

رسحاء. [ رَ ] ( ع ص ) مؤنث ارسح. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || زن زشت. ج، رُسُح. حدیث: لاتسترضعوااولادکم الرسح و لا العمش فان اللبن یورثهما. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). زن لاغرسرین و زشت، یا عام است.ج، رُسُح. ( آنندراج ). زن لاغرسرین. ( مهذب الاسماء ).

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز