ربیدن
مترادفها
پیروز شدن، بردن، غنیمت گرفتن
متضادها
باختن، شکست خوردن
لغت نامه دهخدا
ربیدن. [ رُ دَ ] ( مص ) لهجه ای درربودن. ربودن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ربودن در همه معانی شود.
فرهنگ فارسی
لهجه در ربودن یا دزدیدن یا تاراج کردن.
جمله سازی با ربیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تلاشهای مداوم و تمرینهای بسیار سخت آن ورزشکار جوان در نهایت منجر به ربیدن مدال طلای مسابقات جهانی شد و همه را شگفتزده کرد.
💡 برای ربیدن در میدانهای رقابت علمی، دانشآموزان باید همواره در مسیر مطالعه مستمر قرار بگیرند و از تمام توان خود استفاده کنند.
💡 او با استفاده از استراتژیهای بسیار هوشمندانه در بازی، توانست بر حریف خود غلبه کند و برای ربیدن جایگاه نخست تلاش کرد.