ربودنی
مترادفها
قابل ربودن، قابل دزدیدن
متضادها
بخشیدنی، دادنی
لغت نامه دهخدا
ربودنی. [ رُ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل ربودن. لایق ربودن. شایسته بردن و گرفتن.
فرهنگ فارسی
قابل ربودن لایق ربودن شایسته بردن و گرفتن.
جمله سازی با ربودنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در افسانههای قدیمی، گنجینههای پنهان شده در اعماق غارهای تاریک همواره به عنوان داراییهایی بسیار ارزشمند و برای دزدان بسیار ربودنی توصیف میشدند.
💡 هیچ چیز در این دنیای پر از وسایل قیمتی، به اندازه آرامش و امنیت روانی انسان برای او ارزشمند و به شدت ربودنی نیست.
💡 دزدان حرفهای همیشه به دنبال اشیای نایاب و جواهرات گرانقیمتی میگردند که به راحتی قابل حمل و برای آنها بسیار ربودنی محسوب میشوند.