راتم تصویر معنی راتم لغت نامه دهخدا راتم. [ ت ِ ] ( ع ص ) ثابت و برجای. یقال: هو مازال راتماً. ( منتهی الارب ). فرهنگ فارسی ثابت و بر جای. یقال: هومازال راتما. کلمات مرتبط تهتیم طاید واطد واثن صیاقل یقاظی