ذو معلاق
لغت نامه دهخدا
ذومعلاق. [ م ِ ] ( ع ص مرکب ) مرد سخت خصومت که در حجت آویزد. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
مرد سخت خصومت که در حجت آویزد.
ذومعلاق. [ م ِ ] ( ع ص مرکب ) مرد سخت خصومت که در حجت آویزد. ( منتهی الارب ).
مرد سخت خصومت که در حجت آویزد.