ذاهبه
مترادفها
گذرا، رو به رفتن، از میان رفته
متضادها
آمدن، بازگشت
لغت نامه دهخدا
( ذاهبة ) ذاهبة. [ هَِ ب َ ] ( ع ص ) تأنیث ذاهب. ج، ذاهبات.
جمله سازی با ذاهبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تمام آن لحظات شیرین و خاطرات خوش گذشته، مانند نسیمی در حال ذاهبه و ناپدید شدن در تاریکی شبهای سرد و تنهایی هستند.
💡 در این دنیای پر از تغییر، هیچ چیز ثابت نمیماند و تمام فرصتهای طلایی اگر به موقع غنیمت شمرده نشوند، برای همیشه ذاهبه خواهند بود.
💡 وقتی خورشید در پشت کوهها پنهان میشود، احساس میکنم روزهای پر از انرژی دوباره در حال ذاهبه و جای خود را به سکوت میدهند.