درونده
مترادفها
واردکننده، آورنده
متضادها
بیرونده
لغت نامه دهخدا
درونده. [ دَرْ وَ دَ / دِ ] ( اِ ) دربنده. نَجران. ( ابن درید ). و رجوع به دربنده شود.
درونده. [ دِ رَ وَ دَ / دِ ] ( نف ) دروکننده یعنی کسی که غله می برد. ( آنندراج ). کسی که غله درو می کند. ( ناظم الاطباء ). آنکه درود. که درو کند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). جارم. جرمة؛ خرما یا انگور دروندگان. مختلی؛ گیاه درونده. ( منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
دروکننده، دروگر.
فرهنگ فارسی
( اسم ) آنکه علف و غله را درو کند درو کننده.
درو کننده یعنی کسی که غله می برد کسی که غله درو می کند آنکه درود که درو کند
جمله سازی با درونده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در طراحی سیستمهای هوشمند، میزان دقت دادههای درونده نقش بسیار تعیینکنندهای در خروجی نهایی و کیفیت تصمیمگیریهای الگوریتمهای پیچیده محاسباتی و هوش مصنوعی دارد.
💡 مهندسان باید دقت کنند که هرگونه خطای کوچک در اطلاعات درونده میتواند منجر به بروز مشکلات ساختاری در عملکرد کلی کل سیستمهای اتوماسیون صنعتی شود.
💡 تحلیلگران داده معتقدند که فرآیند کنترل کیفیت اطلاعات درونده، اولین و مهمترین مرحله در زنجیره پردازش اطلاعات در سازمانهای بزرگ و سیستمهای مدرن امروزی است.