دردخورد

مترادف‌ها

برخورد کردن، ضربه خوردن

لغت نامه دهخدا

دردخورد. [ دَ خوَرْدْ / خُرْدْ ] ( ن مف مرکب ) دردخورده. گرفتار درد. ( ناظم الاطباء ).

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران