دائره ٔ عرض

مترادف‌ها

عرض جغرافیایی

لغت نامه دهخدا

دائره عرض. [ ءِ رَ / رِ ی ِ ع َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دائره عظیمه ای که بدو قطب منطقه و بجزئی از معدل بگذرد. صاحب کشاف اصطلاحات الفنون آرد: هی عظیمة تمر بقطبی المنطقة و بجزء ما من المعدل او بکوکب ما. و تسمی ایضاً بدائرةالمیل الثانی لان المیل الثانی انما یعرف بها. اعلم ان هذه الدوائرمنها ما هی متحدة بالشخص، و هی المعدل و المنطقة و المارة بالاقطاب و منها ما هی متحدة بالنوع و هی دائرةالمیل و العرض و منها ما لا یتغیر فی کل بقعة و هی الافق وسطالسماء و اول السموات. و منها مایتغیر آناً فآناً کدائرةالارتفاع و وسط سماءالرؤیة و بعضها مفصلا مذکورة فی موضعها. و نیز رجوع به دایره عظیمه شود.

فرهنگ فارسی

دائره عظیمه ای که بدو قطب منطقه و بجزئی از معدل بگذرد.

جمله سازی با دائره ٔ عرض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هر نقطه روی کره زمین که در یک دائره ٔ عرض مشخص قرار دارد، شرایط آب و هوایی و دمای مشابهی را تجربه می‌کند که بر محیط زیست تأثیر می‌گذارد.

💡 در نقشه‌برداری‌های دقیق جغرافیایی، تعیین فاصله بین هر دو دائره ٔ عرض از استوا، برای محاسبه دقیق مساحت مناطق مختلف بسیار ضروری و مهم است.

💡 جغرافی‌دانان برای مطالعه مهاجرت پرندگان، مسیرهایی را بررسی می‌کنند که در طول سال از یک دائره ٔ عرض خاص به دائره‌ای دیگر تغییر می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران