خولیزه تصویر معنی خولیزه لغت نامه دهخدا خولیزه. [ زَ / زِ ] ( اِ ) بط بزرگ. غاز. خوکیزه. خولیز. ( ناظم الاطباء ). کلمات مرتبط خو کیزه غازیدن خازه بندی قاقز گرگ ویزه مبخبخه گزارش محتوای نامناسب