خوش امدگویی کرد
مترادفها
خوشآمد گفت، استقبال کرد
متضادها
طرد کرد، استقبال نکرد
لغت نامه دهخدا
( خوش آمدگویی کرد••• ) خوش آمدگویی کردن. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تملق گفتن. چاپلوسی کردن. ( یادداشت مؤلف ). || تعارف کردن. لفظ «خوش آمدی » گفتن. ( یادداشت مؤلف ).
جمله سازی با خوش امدگویی کرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 میزبان در اولین برخورد با مهمانان خود با لبخندی گرم و صمیمانه از آنها استقبال کرد و به آنها خوش آمدگویی کرد.
💡 مدیر شرکت در جلسه اول با تمام کارکنان جدید با مهربانی بسیار زیادی صحبت کرد و به تکتک آنها خوش آمدگویی کرد.
💡 در مراسم افتتاحیه نمایشگاه، برگزارکنندگان با ارائه گل و هدایای کوچک به تمامی بازدیدکنندگان بسیار گرم و صمیمانه خوش آمدگویی کردند.