خطبه گردانیدن
مترادفها
وعظ کردن، سخنرانی کردن
لغت نامه دهخدا
خطبه گردانیدن. [ خ ُ ب َ / ب ِ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) از خطبه ای نام امیری انداختن و نام دیگری بجای آن گذاردن: پیغام داد بزبان رسولی وی مقدمه طغرل و داود و بیغوست اگر جنگ خواهید کرد بازگردد و آگاه کند و اگر نخواهید کرد تا در شهر درآید و خطبه بگرداند که لشکر بزرگ بر اثروی است. ( تاریخ بیهقی ). صاحب غازی در نشابور شعار ما آشکار کرده بود و خطبه بگردانیده و رعایا و اعیان آن نواحی در هوای ما مطیع وی گشته. ( تاریخ بیهقی ).
فرهنگ فارسی
از خطبه ای نام امیری انداختن و نام دیگری بجای آن گذاردن.
جمله سازی با خطبه گردانیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 امام جمعه در مراسم جمعه با دقت بسیار زیاد شروع به خطبه گردانیدن کرد تا مسائل مهم روز و مسائل مربوط به جامعه را مطرح نماید.
💡 سنت خطبه گردانیدن در جوامع اسلامی، همواره با رعایت اصول اعتقادی و با هدف هدایت اخلاقی مردم و ترویج ارزشهای انسانی همراه بوده است.
💡 او پس از سالها تجربه در فن بیان، اکنون توانایی آن را پیدا کرده است که در مجالس بزرگ برای گروههای پرجمعیت خطبه گردانیدن.