خشیبی
مترادفها
شیبدار، ناهموار
متضادها
هموار، صاف
لغت نامه دهخدا
خشیبی. [ خ َ بی ی ] ( ص نسبی ) دراز درشت اندام و برهنه استخوان در کمال سختی.( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از لسان العرب ).
شیبدار، ناهموار
هموار، صاف
خشیبی. [ خ َ بی ی ] ( ص نسبی ) دراز درشت اندام و برهنه استخوان در کمال سختی.( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از لسان العرب ).