واژه «خردمرد کردن» یا «خُرد و مرد کردن» از ترکیبهای کهن و ادبی زبان فارسی است که به معنای ریزهریزه کردن، شکستن، خرد نمودن و قطعهقطعه ساختن چیزی به کار میرود. این تعبیر معمولاً زمانی استفاده میشود که جسمی بر اثر فشار، ضربه یا کوبیدن به اجزای بسیار کوچک تقسیم شود و شکل اصلی خود را از دست بدهد. در متون قدیمی فارسی، این واژه برای بیان شدت خرد شدن یا شکستن کامل اشیا، استخوان، سنگ، دندان یا هر چیز سخت دیگر به کار میرفته و حالتی تأکیدی داشته است. واژه «خرد» در این ترکیب به معنای کوچک و ریز شدن است و بخش «مرد» در کنار آن نوعی تأکید بر نابودی و فروپاشی کامل را میرساند، به همین دلیل «خردمرد کردن» تنها شکستن ساده نیست، بلکه به معنای کاملاً متلاشی و ریز کردن چیزی است. در برخی نوشتههای کهن، این تعبیر به صورت «خردمرد شدن» نیز دیده میشود که معنای آن خودبهخود ریزهریزه شدن یا فروپاشیدن کامل است. این واژه در زبان ادبی و سنتی کاربرد بیشتری داشته و امروزه کمتر در گفتار روزمره شنیده میشود، اما هنوز در متون کلاسیک و پژوهشهای زبانی قابل مشاهده است. از نظر معنایی، واژههایی مانند «تفتیت»، «متلاشی کردن»، «ریزریز کردن» و «درهم شکستن» با آن نزدیکی دارند. گاهی این تعبیر در معنای مجازی نیز به کار میرود و برای توصیف نابودی شدید روحیه، قدرت یا اقتدار فردی استفاده میشود، یعنی چیزی چنان درهم شکسته که دیگر استحکام و انسجام پیشین خود را ندارد. ساختار این واژه نشاندهنده شیوه واژهسازی در فارسی کهن است که با کنار هم قرار دادن دو جزء هممعنی یا نزدیک به هم، مفهومی قویتر و تأکیدیتر ایجاد میشده است. در مجموع، «خردمرد کردن» به معنای ریزریز کردن، متلاشی ساختن و کاملاً خرد نمودن چیزی است و در زبان ادبی فارسی حالتی شدید، تصویری و تأکیدی دارد.
خردمرد کردن
لغت نامه دهخدا
خردمرد کردن. [ خ ُ م ُ ک َ دَ] ( مص مرکب ) ریزه ریزه کردن. تفتیت. ( یادداشت بخط مؤلف ): رَض؛ خردمرد کردن. ( از تاج المصادر بیهقی ).
فرهنگ فارسی
ریزه ریزه کردن تفتیت