لغت نامه دهخدا
ختلمه. [ خ َ ل َ م َ ]( ع مص ) گرفتن چیزی را در خفیة. ( از منتهی الارب ) ( ازاقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ) ( از تاج العروس ).
ختلمه. [ خ َ ل َ م َ ]( ع مص ) گرفتن چیزی را در خفیة. ( از منتهی الارب ) ( ازاقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ) ( از تاج العروس ).
گرفتن چیزیرا در خفیه