حسیح تصویر معنی حسیح لغت نامه دهخدا حسیح. [ ح َ ] ( اِخ ) رئیس فرقه مغتسله و شاگرداو شمعون است. ( ابن الندیم ). رجوع به مغتسله شود. کلمات مرتبط حساکا ابوحلسیقه حزائل حسین شامی حایری یزدی حبیب خثعمی قسطمونیه