حجیزی

لغت نامه دهخدا

حجیزی. [ ح ِج ْ جی زا ] ( ع مص ) منع کردن. بازداشتن. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ): کانت بین القوم رمی ثم صارت حجیزی؛ ای تراموا ثم تحاجزوا. ( منتهی الارب ).

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز