حاکمانه
مترادفها
استبدادی، زورگویانه، آمرانه
متضادها
مردمسالارانه، دموکراتیک، عادلانه
لغت نامه دهخدا
حاکمانه.[ ک ِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق ) چون حاکمی. چون حاکم.
جمله سازی با حاکمانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تصمیمات حاکمانه و یکجانبهای که بدون مشورت با نمایندگان مردم اتخاذ میشود، میتواند اعتماد عمومی به نهادهای حکومتی و ساختارهای قانونی کشور را به شدت کاهش دهد.
💡 بسیاری از مورخان معتقدند که برخورد حاکمانه با مخالفان سیاسی، تنها باعث افزایش هیجانهای اجتماعی و شکلگیری جنبشهای اعتراضی در لایههای مختلف جامعه شده است.
💡 مدیریت یک سازمان بزرگ نیازمند تعامل و مشارکت کارکنان است و هرگونه برخورد حاکمانه از سوی مدیران، منجر به کاهش بهرهوری و نارضایتی گسترده میشود.