جگرونتن
لغت نامه دهخدا
جگرونتن. [ ج َ ن ِ ت َ ] ( هزوارش، مص ) زدن باشد که بعربی ضرب گویند. ( برهان ).
فرهنگ فارسی
زدن باشد که بعربی ضرب گویند
جگرونتن. [ ج َ ن ِ ت َ ] ( هزوارش، مص ) زدن باشد که بعربی ضرب گویند. ( برهان ).
زدن باشد که بعربی ضرب گویند