جنگ ازمایی
مترادفها
مبارزه آزمایی
لغت نامه دهخدا
( جنگ آزمایی ) جنگ آزمایی. [ج َ زْ / زَ ] ( حامص مرکب ) عمل جنگ آزما:
بجنگ آزمایی برون خواست مرد.نظامی.رجوع به جنگ آزما و جنگ آزمای شود.
فرهنگ فارسی
( جنگ آزمایی ) عمل جنگ آزما
مبارزه آزمایی
( جنگ آزمایی ) جنگ آزمایی. [ج َ زْ / زَ ] ( حامص مرکب ) عمل جنگ آزما:
بجنگ آزمایی برون خواست مرد.نظامی.رجوع به جنگ آزما و جنگ آزمای شود.
( جنگ آزمایی ) عمل جنگ آزما