جغجغ واژهای عامیانه در زبان فارسی است که بیشتر برای توصیف صداهای خشک، تیز و تکرارشونده بهکار میرود؛ مانند صدای برخورد دو جسم سخت یا خشک با یکدیگر. این واژه از نوع واژههای تقلیدی است، یعنی از تقلید صدا ساخته شده است. برای نمونه، ممکن است بگویند: «چرخدندهها جغجغ میکردند» در این کاربرد، جغجغ نشاندهندهی صدایی ناخوشایند، خشدار و ممتد است.
در برخی گویشها و مناطق، این اصطلاح همچنین برای اشاره به صدای وسایل مکانیکی قدیمی، قطار، یا حتی کفشهای خشک و سفت هنگام راه رفتن بهکار میرود. این واژه حالوهوایی محلی و تصویری دارد و اغلب در گفتار روزمره، ادبیات عامه و حتی شعرهای طنز و کودکانه برای القای حس حرکت یا صدای خاص استفاده میشود.
از نظر معنایی، این کلمه میتواند فراتر از توصیف صدا، حالتی از ناراحتی یا آزاردهندگی صوتی را نیز منتقل کند؛ یعنی وقتی چیزی بیوقفه و آزاردهنده صدا میدهد، میگویند «جغجغ میکند». بنابراین، این واژه علاوه بر معنای حسی، بار عاطفی منفی هم دارد و شنونده را به یاد مزاحمت یا ناهماهنگی میاندازد. کاربرد آن در زبان فارسی نمونهای از غنای زبانی و توانایی بیان اصوات طبیعی در قالب واژگان است.