لغت نامه دهخدا
جرجس رابع. [ ج ِ ج ِ ب ِ ] ( اِخ ) ابن شمعون عبدالکریم. و معروف به جرجس رابع بود. او مقام بطریرک کلیسا داشت و او راست: الاعتقاد الصحیح فی تجسد السید المسیح. ( از معجم المؤلفین ).
جرجس رابع. [ ج ِ ج ِ ب ِ ] ( اِخ ) ابن شمعون عبدالکریم. و معروف به جرجس رابع بود. او مقام بطریرک کلیسا داشت و او راست: الاعتقاد الصحیح فی تجسد السید المسیح. ( از معجم المؤلفین ).
ابن شمعون عبدالکریم. و معروف بجرجیس رابع بود. او مقام بطریرک کلیسا داشت و او راست: الاعتقاد الصحیح فی تجسد السید المسیح.