لغت نامه دهخدا
جاسنگین. [ س َ ] ( ص مرکب ) در تداول عامه کنایه از خانواده نجیب و خاندان متمول است: خانواده عروس بسیار جاسنگین هستند. زنی جاسنگین است. || آدم جاسنگین؛ آنکه دیر از جای خود جنبد. کنایه از تنبل.
جاسنگین. [ س َ ] ( ص مرکب ) در تداول عامه کنایه از خانواده نجیب و خاندان متمول است: خانواده عروس بسیار جاسنگین هستند. زنی جاسنگین است. || آدم جاسنگین؛ آنکه دیر از جای خود جنبد. کنایه از تنبل.
۱. جاافتاده.
۲. متین، موقر، نجیب.
( صفت ) ۱- از خانواد. نجیب و متمول: (( زنی جا سنگین است ) ) ۲- آنکه دیر از جای خود جنبد تنبل.