این کلمه در زبان عربی از واژگان قدیمی و چندمعنایی است که در منابع لغوی برای توصیف حالات و ویژگیهای مختلف انسانی به کار رفته است. یکی از معانی آن به فردی اشاره دارد که بسیار سخنگو و پرحرف است و در گفتار افراط میکند. در این کاربرد، تلقاعه به کسی گفته میشود که پیوسته سخن میگوید و از حد اعتدال در گفتار خارج میشود. معنای دیگر این واژه به فردی مربوط است که به دیگران لقب میدهد یا برای افراد نامگذاری و برچسبگذاری میکند، که گاهی با بار منفی همراه است. همچنین در برخی منابع، تلقاعه به معنای شخصی سادهلوح، نادان یا کمخرد نیز آمده است که رفتار یا گفتار او از روی ناآگاهی است. در این حالت، واژه بار تحقیرآمیز پیدا میکند و به ضعف عقلانی یا رفتاری فرد اشاره دارد. از سوی دیگر، در برخی کاربردهای لغوی، این واژه به مفهوم ظرف یا چیزی مانند عُیبه نیز اشاره شده است که نشاندهنده تعدد معانی آن در متون کهن است. این تنوع معنایی باعث شده است که فهم دقیق آن وابسته به زمینه کاربرد در جمله باشد. در مجموع، تلقاعه واژهای است که هم میتواند به پرحرفی، هم به سادهلوحی و هم به لقبگذاری نادرست اشاره داشته باشد. بنابراین، «تلقاعه» به فردی گفته میشود که یا بسیار سخنگو و پرگفتار است، یا دیگران را با القاب نامناسب خطاب میکند، یا دارای سادهلوحی و ناآگاهی در رفتار و گفتار است.
تلقاعه
لغت نامه دهخدا
( تلقاعة ) تلقاعة. [ ت ِ ل ِق ْ قا ع َ ] ( ع ص، اِ ) مرد بسیارسخن. || لقب نهنده مردم را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || گول. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). احمق. ( اقرب الموارد ). || تلقاع. عُیبَة. ( اقرب الموارد ). رجوع به ماده قبل شود.