تقعید

مترادف‌ها

قاعده‌سازی، پایه گذاری

متضادها

بی‌نظمی، آشفتگی

لغت نامه دهخدا

تقعید. [ ت َ ] ( ع مص ) خدمت کردن کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بازداشتن کسی را از چیزی. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با تقعید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در جلسات علمی، متخصصان همواره بر لزوم تقعید قواعد دقیق برای پژوهش‌های بعدی تاکید دارند تا نتایج به صورت استاندارد و قابل اتکا باشد.

💡 برای جلوگیری از هرگونه ابهام در اجرای قوانین، نیاز به تقعید دقیق ماده‌های حقوقی و شفاف‌سازی آن‌ها برای تمامی شهروندان و مراجع قانونی وجود دارد.

💡 دانشمندان علوم پایه با تلاش برای تقعید اصول بنیادین، سعی در یافتن قوانینی هستند که بتوانند تمامی پدیده‌های پیچیده جهان را به درستی توصیف کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران