واژه «تقریص» در زبان عربی و در متون لغوی کهن به معنای بریدن، پاره کردن و جدا کردن اجزا از یکدیگر به کار رفته است و بیشتر در توصیف عملی فیزیکی مورد استفاده قرار میگیرد که طی آن چیزی به بخشهای کوچکتر تقسیم میشود. در برخی منابع لغوی، این واژه به معنای بریدن و قطع کردن نیز آمده و به صورت عام برای هر نوع جدا کردن بخشی از یک ماده یا جسم استفاده شده است. یکی از کاربردهای دقیقتر آن در حوزه کار با خمیر و مواد غذایی است که در آن «تقریص» به پارهپاره کردن خمیر و جدا کردن تکههای آن برای آمادهسازی و پهن کردن اشاره دارد. در این فرآیند، خمیر به بخشهای کوچک تقسیم میشود تا برای مراحل بعدی مانند شکلدهی یا پخت آماده گردد. همچنین در برخی متون قدیم، این واژه به معنای جدا کردن دانههای تلخ یا زائد از خمیر نیز آمده است که نشاندهنده دقت در آمادهسازی مواد غذایی در گذشته است. از نظر زبانی، «تقریص» ریشه در مفهومی دارد که بر قطع کردن و خرد کردن دلالت میکند و در دسته واژگان مربوط به عمل فیزیکی قرار میگیرد. این واژه بیشتر در متون کلاسیک عربی و منابع لغوی قدیمی دیده میشود و در زبان فارسی امروز کاربرد رایجی ندارد. با این حال، شناخت آن برای درک بهتر متون کهن و اصطلاحات سنتی اهمیت دارد. در مجموع، «تقریص» به معنای بریدن، پاره کردن و تقسیم کردن چیزی به بخشهای کوچکتر، بهویژه در مورد خمیر و مواد مشابه، در متون لغوی قدیم به کار رفته است.
تقریص
لغت نامه دهخدا
تقریص. [ ت َ ] ( ع مص ) بریدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || پاره پاره کردن خمیر را و دانه تلخه برکندن از آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || پاره پاره کردن خمیر را جهت پهن کردن. ( اقرب الموارد ).