تعقیم
مترادفها
عقیم کردن، بیباروری، نازایی
متضادها
باروری، زادآوری، تولیدمثل
لغت نامه دهخدا
تعقیم. [ ت َ ] ( ع مص ) نازاینده گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نازا گردانیدن خدا کسی را. ( از اقرب الموارد ). || خاموش کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به عقیم شود.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) عقیم کردن، نازا ساختن.
فرهنگ فارسی
نازاساختن، عقیم گردانیدن، سترون کردن
( مصدر ) ۱ - عقیم کردن نازا ساختن سترون کردن. ۲ - ضد عفونی کردن میکروبها بوسیل. ضد عفونی ساختن شئ. جمع: تعقیمات.
ویکی واژه
عقیم کردن، نازا ساختن.