تطلیع
متضادها
افول، غروب
لغت نامه دهخدا
تطلیع. [ ت َ ] ( ع مص ) برآمدن غوره خرمابن. || پر کردن پیمانه را. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
افول، غروب
تطلیع. [ ت َ ] ( ع مص ) برآمدن غوره خرمابن. || پر کردن پیمانه را. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).