تشغیب

مترادف‌ها

برانگیختن، تحریک، آشوب، جنجال

متضادها

آرامش، سکون

لغت نامه دهخدا

تشغیب. [ ت َ ] ( ع مص ) شغب کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). برانگیختن فتنه و بدی و تباهی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط