تشبیک
مترادفها
شبکه کردن، تورمانند کردن
لغت نامه دهخدا
تشبیک. [ ت َ ] ( ع مص ) انگشتان بهم درگذاشتن و آنچه بدان ماند. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( از دهار ). درآمیختن و بیکدیگر درآوردن چیزی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). در همدیگر کردن انگشتان و غیرآن. ( آنندراج ). انگشتان در یکدیگر درافکندن. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ):... و مبانی موالات میان هر دو پادشاه مستحکم و مشایخ هر دو دولت در تشبیک اسباب عصمت و توشیح دواعی قربت و... قواعد الفت بمسامیر مظاهرت... بایستادند. ( ترجمه تاریخ یمینی چ اول تهران ص 320 ). || فروکردن باد اعضاء آنان را در یکدیگر و منقبض ساختن آن همچون شبکه. ( از اقرب الموارد ). || به دشمنی ها دست درکردن و فرورفتن در آن. ( از متن اللغة ).
فرهنگ فارسی
انگشتان بهم در گذاشتن و آنچه بدان ماند
جمله سازی با تشبیک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در ادبیات فارسی، استفاده از فن تشبیک برای زیبایی بخشیدن به متن و نزدیک کردن مفاهیم انتزاعی به درک بهتر مخاطب بسیار ضروری است.
💡 شاعر با استفاده از تکنیک تشبیک، توانست زیبایی ماه را به چهره معشوق پیوند بزند و تصویری بسیار شاعرانه و عمیق خلق کند.
💡 تحلیل ساختار متن نشان میدهد که نویسنده با بهرهگیری از تشبیک، توانسته است مفاهیم پیچیده فلسفی را به شکلی سادهتر بیان نماید.