تبه گردانیدن
مترادفها
ملتهب کردن، تبدار کردن
متضادها
آباد کردن، ساختن، بنا کردن
لغت نامه دهخدا
تبه گردانیدن. [ ت َ ب َه ْ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) تباه گردانیدن. رجوع به تباه گردانیدن و تباه و تبه و دیگر ترکیب های آن دو شود.
فرهنگ فارسی
تباه گردانیدن
ملتهب کردن، تبدار کردن
آباد کردن، ساختن، بنا کردن
تبه گردانیدن. [ ت َ ب َه ْ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) تباه گردانیدن. رجوع به تباه گردانیدن و تباه و تبه و دیگر ترکیب های آن دو شود.
تباه گردانیدن