تاراجیدن
متضادها
محافظت کردن، حفظ کردن
لغت نامه دهخدا
تاراجیدن. [ دَ ] ( مص ) چپو کردن. تاراج کردن. چپاول کردن. رجوع به تاراج شود.
فرهنگ معین
(دَ ) (مص م. ) نک تاراج.
ویکی واژه
نک تارا
محافظت کردن، حفظ کردن
تاراجیدن. [ دَ ] ( مص ) چپو کردن. تاراج کردن. چپاول کردن. رجوع به تاراج شود.
(دَ ) (مص م. ) نک تاراج.
نک تارا