لغت نامه دهخدا
بهصوص. [ ب ُ ] ( ع اِ )چیزی، یقال: مااصبت منه ُ بهصوصاً. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). قلیل از چیزی. ( از ذیل اقرب الموارد ).
بهصوص. [ ب ُ ] ( ع اِ )چیزی، یقال: مااصبت منه ُ بهصوصاً. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). قلیل از چیزی. ( از ذیل اقرب الموارد ).