لغت نامه دهخدا
بشریون. [ ب ِ ری یو ] ( ع ص، اِ ) ج ِ بِشری در حال رفع. || گروهی از محدثان را بشریون میخواندند از قبیل محمدبن یزید بشری اموی و غیره. رجوع به تاج العروس شود.
بشریون. [ ب َ ش َ ری یو ] ( ع ص، اِ ) ج ِ بشری در حال رفع منسوب به بشر. رجوع به بشر شود. || اصحاب الهیاکل و الاشخاص. ( دزی ج 1 ص 88 ). || معتقد تصویر و تجسم خدا. ( دزی ج 1 ص 88 ).