بسراییدن

لغت نامه دهخدا

بسراییدن. [ ب ِ س َ دَ ] ( مص ) تَغَنّی. ( زوزنی ). سرودن. رجوع به سراییدن و سرودن شود.

جمله سازی با بسراییدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شاعر جوان با صدای سوزناک خود شروع به بسراییدن ابیات جدیدش کرد که باعث شد تمام حاضران در سالن با احساس عمیقی به او گوش دهند.

💡 او همواره تلاش می‌کرد تا با دقت و ظرافت بسیار، اشعار کلاسیک حافظ را بسراییدن و با لحنی متناسب با معنای کلمات اجرا کند.

💡 وقتی او شروع به بسراییدن آن قطعه حماسی کرد، هیجان در میان جمعیت موج می‌زد و همه با اشتیاق منتظر شنیدن بیت‌های بعدی بودند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران