برافرودی

لغت نامه دهخدا

برافرودی. [ ب َ اَ ] ( حامص مرکب ) دگرگونی.اختلاف. ( یادداشت مؤلف ): بباید دانست که اعتدال مزاج مردم را عرضی است فراخ اعنی برافرودی اندر مزاجهای مردمان بسیار است و این برافرودی دو طرف است. ( ذخیره خوارزمشاهی ). و برافرودی این همه [ مردم ] بسبب برافرودی مزاجهاست. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
حسبی الله و نعم الوکیل
حسبی الله و نعم الوکیل
لاشی
لاشی
امجق
امجق
فال امروز
فال امروز