بر خلد سر کردن

مترادف‌ها

در بهشت بودن

متضادها

فانی شدن، مردن

لغت نامه دهخدا

بر خلد سر کردن. [ب َ خ ُ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بر خلد سر بردن. کنایه از پایداری همیشگی و جاودانی یافتن باشد. ( برهان ).

فرهنگ فارسی

بر خلد سر بردن کنایه از پایداری همیشگی و جاودانی یافتن باشد.

کلمات مرتبط