واژه «بَجَع» واژهای عربی است که در متون لغوی با دو معنای اصلی به کار رفته است. در معنای مصدری، «بجع» به بریدن و شکافتن چیزی با شمشیر گفته میشود و بر عملی تند و قاطع دلالت دارد. در معنای اسمی، «بجع» نام پرندهای معروف است که در فارسی به مرغ ماهیخوار، پلیکان یا مرغ سقا شناخته میشود. این پرنده به سبب منقار بزرگ و توانایی نگهداشتن آب و ماهی شناخته شده است. برخی پرندهشناسان قدیم آن را به اشتباه هممعنای قو دانستهاند، اما این نظر نادرست شمرده شده است. در منابع لغوی آمده که مفرد مؤنث آن «بَجعة» است. کاربرد این واژه در متون کهن هم در حوزه کنشهای جنگی و هم در نامگذاری جانوران دیده میشود.
بجع
لغت نامه دهخدا
بجع. [ ب َ ] ( ع مص ) بریدن چیزی را به شمشیر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
بجع. [ ب َ ج َ ] ( ع اِ ) مرغ ماهی خوار. پلیکان. مرغ سقا. ( دزی ج 1 ). اینکه برخی پرنده شناسان آنرا مرادف قو دانسته اند اشتباه است. ( از نشوء اللغة ص 78 ). پرنده معروفی است و یکی آن بجعة است. ( از اقرب الموارد ).