باقلاه

لغت نامه دهخدا

( باقلاة ) باقلاة. [ ق ِ ] ( ع اِ ) یکی باقلاء. یک دانه باقلا.
- باقلاة اسکندریه؛ وزنی معادل نه قیراط. ( مفاتیح خوارزمی ).
- باقلاة مصریه؛ وزنی معادل چهل و هشت جو، یعنی دوازده قیراط. ( مفاتیح خوارزمی ).
- باقلاة یونانیه؛ وزنی معادل بیست و چهار جو. ( مفاتیح خوارزمی ).

فرهنگ فارسی

یک دانه باقلا

جمله سازی با باقلاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 برای تهیه یک غذای سنتی و مقوی، مادر من با استفاده از باقلاه تازه و کمی روغن زیتون، یک خوراک خوشمزه برای ناهار تهیه کرد.

💡 در بسیاری از مناطق روستایی ایران، استفاده از باقلاه در کنار ماهی و سبزیجات تازه یکی از سنت‌های دیرینه در وعده‌های غذایی است.

💡 اگر قصد دارید برای مهمانی خود یک غذای گیاهی و سالم درست کنید، استفاده از باقلاه همراه با سبزیجات می‌تواند گزینه بسیار مناسبی باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران